ناشران و نويسندگان محترم در صورت تمايل به معرفي كتابهاي مورد
نظرتان در اين صفحه لطفاً دو جلد از هر عنوان كتاب به آدرس صندوق
پستي : ارسال
فرماييد.
نام
کتاب: طعم پرتقالی زندگی
نویسنده: حسین نوروزی پور
انتشارات: نشر الکا، نشر قصیده سرا
قیمت:12000 ریال
16 داستان کوتاه در مجموعه «طعم پرتقالی زندگی» از حسین نوروزی پور
گاه طعم خوش پرتقالی زندگی و گاه طعم های نامطبوع تر آن را به
خواننده می چشاند.
«دکان باز هم خالی شد. دوباره خیره می شوم. سوسکهای سیاه و قهوه ای
چسبیده به دیوار را نگاه می کنم. آب جوش دری دیوار و کف دکان می
ریزم. سوسکها با تکانه ای می افتند و به سوراخهای ریزی پناه می
برند. در گوشه دیگر. مورچه هایی نعش سوسکی را دور کرده اند و با
داغی آب مورچه ها هم می میرند و من نشسته ام و نگاه می کنم و فکر
می کنم آیا کار درستی انجام داده ام؟ »( از داستان رئالیسم کثیف)
نام
کتاب: تاج سر کرانه
نویسنده: محمد ولی زاده
انتشارات:آئینه جنوب
قیمت:2200 تومان
«تاج سر کرانه» روایتی داستانی از زندگی و مبارزه رئیس علی دلواری
است که محمد ولی زاده با استفاده از منابع تاریخی آن را نوشته است.
«پاییز همه جا پهن شده و آسمان گرفته و غبار است. تفنگچی ها، جابه
جا آتش روشن کرده و دور آن حلقه زده اند. علی زائر غلامحسین از طرف
زائر خضر به نزد رئیس علی می آید و از او می خواهد که به چادر خان
ها برود ...» (از متن کتاب)
نام
کتاب: اژدها خانم و چند قصۀ دیگر
نويسنده : لوئیجی کاپوآنا
مترجم : بهمن فرزانه
انتشارات: آفرینگان
قيمت : ۳۵۰۰۰ ريال
«اژدها خانم» شامل بیست داستان، از افسانههای مردم ایتالیاست، که
بهمن فرزانه آنها را انتخاب و برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرده
است. در یکی از داستانها میخوانیم: مرد خیاطی بود که لباسهای
کهنه را وصلهپینه میکرد و زندگی محقری داشت. دکانش تاریک بود، در
نتیجه، همیشه جلو در مینشست و دوخت و دوز میکرد. همینطور که
عینک از روی دماغش پایین میآمد، او سوزن به دست، زیر لب آوازی
زمزمه میکرد: هوای بد میگذرد، هوای خوب سر میرسد. دختری هم داشت،
مثل پنجۀ آفتاب ولی دست نداشت. یعنی اصلاً بازو نداشت. پدرش بینهایت
غصهدار بود. همسایهها به این مرد کمک میکردند و...
نام
کتاب: سهترکه بر دوچرخه: من، میمون و پدر
نويسنده : ندا کاوسیفر
انتشارات: آفرینگان
قيمت : ۱۲۰۰۰ ريال
داستان جالب و جذابی در باره دختر کوچولویی که تنها یک آرزو داشت،
آن هم این بود که یک میمون کوچولو داشته باشد. دختری که فکر میکرد
اگر بتواند فقط یک روز، همبازی یک میمون بشود به همۀ آرزوهایش
رسیده است. پدر این دختر بالاخره آرزوی دختر شیطانش را برآورده میکند،
او را سوار بر دوچرخه میکند و میبردش باغ ملی یا همان شهربازی،
جایی که باغ وحش هم دارد. باغ وحش رفتن یک دردسر بزرگ داشت، آن هم
این بود که برای دیدن حیواناتی که دخترک دوستشان داشت باید بلیت میخریدند
. زندگی همینطور است وقتی چیزی را دوست داری باید برای خواستنش
بلیت بگیری و بلیت هم بعضی وقتها گران است. اما از آنجایی که
هرکاری راهی دارد. بلیت گران هم به جای یک راه دو راه دارد. «سهترکه
بر دوچرخه» داستان بامزهای است که نويسنده این داستان از زبان
دختركي شیطان برای کودکان و نوجوانان نقل کرده است،