 
ذكري در سپيد خواني هاي مفتون اميني
عليرضا ذيحق
نگاهی به شعر مفتون امینی
"مفتون اميني" كه با زبان حماسي و تغزلي اش از" درياچه " تا "
كولاك " به يكي از پديده هاي نام آور شعر تبديل شد، بعد از شصت سال
خلاقيت مداوم و در آستانه ي هشتاد سالگي،همچنان پويا و پا يا،
همگام عصر گام بر مي دارد. هرچند كه وي با همه ي شيفتگي و طبع لطيف
اش در غزلسرائي و خلق آثاري ماندني در اوزان و قالب هاي كلاسيك و
نيمايي، جزو چهره هاي تثبيت شده ي شعر در اوايل دهه ي چهل بود، اما
با مجموعه شعر " انارستان "، قيد و بند هاي سنت را گسست و شانه به
شانه ي شاعران نو آور معاصر،بر قله ي " سپيد " شعر، پاي فشرد. شعري
كه به قول " شاملو " بدون استعانت به وزن و سجع، جان شعر بود و از
التزام وزن كه ذهن شاعر را از بيان ضرورت ها ودرد مايگي هاي زمانه
منحرف مي كرد، فاصله گرفته بود.
تماشاگه شعر معاصر ايران كه تبلور و شكوه اش با شعرهاي نيما بوده و
فتح قله هاي آن با بيرق هاي شعر " شاملو " و" فروغ فرخزاد " اتفاق
افتاد، در آن بلندي ها، كتيبه اي نيز بر پيكر صخره هاي استوارش
دارد كه نامهايي چون " اخوان ثالث"، " نصرت رحماني " و " مفتون
اميني، جلوه هاي درخشنده ي آن اند. در اكنون و فرداهاي شعري كه تا
سده ها، راه خواهد داشت.
در كارنامه ي شعر فارسي، سپيد نويسي و غزلسرائي از اقبال بلندي در
سيلان زمان برخوردا ر بوده و امروزه عمده دفترهاي شعر، يا سپيدند و
يا غزل. اما هردو در تطورهاي رو به رشدش، بزرگاني نوآور داشته كه
غزل، تحولات اش را در مضامين تازه و اوزان نو، وامدار " شهريار "،
" سيمين بهبهاني " و " حسين منزوي " است و در شعر " سپيد "، متأثر
از " ميراث شعري " شاملو " و " فروغ " و همچنين ملهم ازخلاقيت هاي
" مفتون اميني "، " يد الله رويايي" و " سهراب سپهري" مي
باشد.هرچند كه جنس حرفهاشان تو فير زيادي را از نظر مفهوم
وساختارداراست و خود جاي نگاه دارد.
اما در بحث از " مفتون اميني "، او با سبك و مؤلفه هاي ويژه اش از
نظر استتيك، زبان شعري و كشف معني، جايگاهي متفاوت دارد كه كا راو
را تا حد يك سبك خاص ارتقا داده است. لذادر اين مختصر به خصوصيات
شعري مفتون اميني نگاهي كوتاه داريم :
1- سادگي، رواني و فخيم بودن زبان شعري :
شعرهاي سپيد" مفتون اميني " نثر گونه و آهنگين اند. نوعي ريتم و
هارموني كه در جان شعر جاريست و از همان آغاز، با زخمه در تارِ
عاطفه، احساس را پابه پاي خود تا گستره ي خيال و انديشه مي بَرَد.
2- عاطفي، شهودي و لحظه اي بودن شعر:
شعر " مفتون اميني " شعر لحظه هاست و به تعبير صريح خود وي چون
"لحظه ها متفاوتند و بازتاب هيچ احساس هميشگي و عقيده اي ثابت نيست
" لذا پري" الهام "، با شكوفندگي و تازگي هاي خود، خلاقيت او را
پربار تراز هر شعر پيشين مي سازد. حسي كه دريك لحظه مي جهد و به
رنگين كماني از واژه ها مي انجامد. واژه هايي كه در خدمت يك كشف
اند وبه دركي نو از هستي، عاطفه و روابط فردي و اجتماعي منجر مي
شود.
3- ملتزم بودن به به باورها ي نيك :
نگاه مفتون اميني به انسان، به مثابه معجزه ايست كه منشا نيكي هاست
و بر كَنَنده ي شرّ ها. انساني كه آزادي را با يد سرودي

شعر " مفتون اميني " شعر لحظه هاست و به تعبير صريح خود وي چون
"لحظه ها متفاوتند و بازتاب هيچ احساس هميشگي و عقيده اي ثابت نيست
 |
سازد و از
" زخم شيشه " ي بيداد، بيزاري جويد. درجانمايگي هاي شعر او، وجدان
بيداري سوسو مي زند كه هميشه هشدار از تاراج مي دهد. تاراجي كه عمر
آدمي، سعادت، شكوه تباران، و تاريخ يك خلق را يكجا در چنگ مي گيرد
و بايد ستيخت.
4- عمق خيال و وسعت تصوير سازي :
تصاوير شعر" مفتون "، با همه گريزي كه به ذات اشياء و عناصر طبيعت
از جمله " آب " و " باد " و " خاك " و" آتش "دارد،محصول غو طه ايست
كه شاعر در رنگ ها، ماجراها، رابطه ها و عاطفه ها مي زند و غوص اش
در اعماق معني، همچون حكمتي جاودان در ذهن آدمي قلم مي خورد.
5 – شعري با ريشه در اسطوره، حماسه و مفاهيم ملي و ميهني :
تركيب " رزم نامه " به عنوان يك وجه بارز در شعر مفتون اميني را به
خاطر فاصله ي دوري كه شعر و خلاقيت وي با حكايت گونگي دارد را به
كار نمي برم. ولي عشق به نمود هاي ملي از طريق بكار گيري نمادهايي
چون كوهها و مظاهر طبيعي،قهرمانان تاريخي و افسانه اي، پيروزي هاي
شگرف اهورائي در بستر تاريخ، و تمثيل وارو استعاري بودن واژه ها ي
به كار رفته از جهت اسطوره اي، سرّ و رازي را در شعر او شكل داده
كه با نداي اميد و انتظار، نفوذ كلام او را در حافظه ي جمعي مردم،
گسترش داده است.
6- چرخشي عاشقانه و زميني به مدار عشق :
شعرْياد هاي مفتون اميني، سختْ زميني است و سرشتي انساني و اين
جهاني به معشوق داده است. تو صيفي كه با پرهيز از نگاهي كالايي و
شئي گونه به مظهر عشق كه زن باشد و معشوق، به مهر وارگي و مفتوني
به ذات زيبايي، جهت يافته است. در شعر مفتون اميني، جلال عشق و
دلدادگي، اعتبار آدميست.
در پايا ن اشاره به اين نكته ضروري است كه مفتون اميني زاده ي
آذربايجان است و بالطبع مثل بسياري از يزرگان ادبي آذربايجان

شعرْياد هاي مفتون اميني، سختْ زميني است و سرشتي انساني و اين
جهاني به معشوق داده است
 |
همچون
شهريار، صمد بهرنگي، بهروز دهقاني وغلامحسين ساعدي و رضا براهني،
گوشه ي چشمي نيز به زبان مادري دارد و غير از جاودانه هاي فارسي
اش، اشعاري نيز به زبان تركي آذري سروده كه در اين ميان منظومه ي
"كارواني با خنياگرا ن "، هم شأن منظومه ي " سلام به حيدربابا " ي
شهريار مي باشد. با اين تفاوت كه زبان شعري مفتون اميني با همه ي
رواني اش در اين منظومه، پر از مجاز و تمثيل است و ولي زبان"
شهريار" درمنظومه ي" سلام به حيدر بابا " با حسي از يك نوستالژيك
قوي، فولكلوريك تر است و تركيبات و تصاويرش برگرفته از زبان عامه و
آداب و رسوم مردم آذربايجان. *
-------------------------------------------------------------
* توضيحات :
مفتون اميني، متولد 1305ه.ش است و اولين دفتر شعرش " درياچه " بود
كه آن را به تشويق " فريدون مشيري چاپ كرد. " كولاك " دومين دفتر
شعر او بود و يكي از برجسته ترين كتابهاي شعر فارسي كه در سال 1344
منتشر شد. تاريخ انتشار " كتاب " انارستان " نيز در سال 1346 بوده
است. وي ميزبان جلال آل احمد و نيمايوشيج در سفر به تبريز نيز بوده
و پرداخت به خاطرات وي از صمد بهرنگي، احمد شاملو و غلامحسن ساعدي،
فصلي جدا دارد. " كارواني با خنياگران " كه به زبان تركي آذري با
نام" عاشيقلي كرواني " اشتهار دارد، در سال 1357 منتشرشده و ترجمه
اي از آن به فارسي نيز تو سط نگارنده صورت گرفته كه هنوز در كسوت
كتاب چاپ نشده است.

|