ساپفو شاعري بازمانده از دل اعصار

 

ترجمه : مجيد نصرآبادي
 
سخني كوتاه درباره شاعر يوناني ساپفو Sappho
ساپفو اهل لسبوس Lesbos در آسياي صغير بود كه يكي از مهاجرنشين هاي يوناني از تبار ايولي ها محسوب مي‌شد. دوران شكوفايي او را بين سال هاي 610 تا 580 ق م دانسته اند. در زبان محلي به او پسافو Psappho نيز مي گفتند . اين شاعره غزل سرا در تمام دوران عمر خويش از شهرت بسزايي برخوردار بود و نوشته هاي زيبايش تحسين بسياري را برانگيخته بود. گفته شده است كه او بيشتر از تمام شاعران تاريخ ادبيات يوناني ـ بجز آرخيلوخوس Archilochus و آلكايوس Alcaeus ـ به حوزه روابط شخصي خود با خواننده وارد شده و در اين كار فرا روي كرده است . فرهنگ لغاتش بيشتر بومي است زيرا كه بيشتر براي سرزمين خودش سروده است و كمتر وجه ادبي دارد . جملات اشعارش كوتاه، موجز، تماشايي و صادقانه است. او انساني گوشه گير بود و منتقدينش درباره‌اش اين گونه داوري كرده اند كه او آدمي با رنجش ها و خلسه هاي فراوان دروني بود. اما احساساتش ابداً ارزشي نداشتند تا اين كه اورا به داشتن آرامشي نسبي رهنمون كند. گفته شده است كه او با مردي ثروتمند به نام سركولاس Cercolas اهل جزيره آندروس Andros ازدواج كرد. بنا به سنت گفته شده است كه اورا به همراه ديگر اشراف لسبوس براي مدتي به سيسيل Sicily تبعيد كردند كه احتمالاً واقعيت دارد؛ هر چند كه بيشتر زندگيش در ميتيلنه Mytilene از جزيره لسبوس سپري گشت. درونمايه بيشتر اشعارش شخصي بوده و پيرامون دوستي ها و دشمني هايش با ديگر زنان است هرچند كه شرح حال برادرش كاراكسوس Chraraxus بخشي از اشعار ديگرش را تشكيل مي‌دهد. در بعضي از آثارش مي توان ردپاي آشوب ها و آشفتگي هاي سياسي دورانش را ديد، همچنين اشعارش بازتابي از شاعر همعصرش آلكايوس نيز هست. معمولاً در آن دوره براي لسبوسي ها امري رايج بود كه زنان خانواده هاي اشراف و طبقات ممتاز جامعه در تشكل هاي خصوصي گردهم جمع مي آمدند تا به گونه اي روزهايشان را در بي هودگي، خوشي هاي جذاب و به خصوص شعرسرايي و ازبرخواني اشعار صرف كنند. ساپفو همچنان روحي در كالبد يكي از اين انجمن ها بود، چنان كه تشكل او اعضاي بسياري داشت كه شيفته او بودند و حتي از راههاي دور براي ديدن او مي آمدند. درونمايه اصلي اشعارش بيشتر شرح عشق ها، رشك ها و نفرت هاي انساني است كه در آن فضاي شهواني شكوفا شده‌اند. رقببانش در ديگر انجمن ها از اين محبوبيت او خشمگين شدند و سعي كردند او را تحقير كنند. ساپفو احساساتش را براي زنان ديگر كه معمولاً نامي از آن ها برده نشده است ،و در رابطه با آن ها به گونه اي از عطوفت نجيب زادگي و عشقي آتشين مزاج نشان داده است. نويسندگان باستان در دوره اي عقيده داشتند كه حجم بسياري از آثارش در مواجهه با اين زنان سروده شده است و به او نسبت زن همجنس بازLesbian مي دادند. شعرش نشان مي دهد كه او احساسات شديدش را نسبت به دوستانش گرامي داشته است تا زنان ديگر، اما هيچ چيز در آن چه كه از آثارش باقي مانده بيانگر ارتباط او يا شاگردانش با منش همجنس گرايان نيست. اين مسئله مشخص نشده است كه اشعارش چگونه در زمان خودش و سه يا چهار قرن بعد چاپ و منتشر شد . در عصر دانشوران اسكندراني ( خصوصاً سومين و دومين قرن پيش از ميلاد ) ، آن چه كه از آثار او در يك ويرايش استاندارد، جمع آوري و منتشر گرديد، نه كتاب از غزل هاي عاشقانه و يك كتاب از قصايد ساپفو بود. اين چاپ ويرايش شده نتوانست در ابتداي قرون وسطي جان سالم به در ببرد. هشت تا نه قرن پس از ساپفو، اشعارش تنها بوسيله نقل و قول هاي نويسندگان بيان مي شد . تنها يك شعر به طول 28 خط و شعري ديگر به طول 16 خط از او به طور كامل باقي مانده است. پس از سال 1898 قطعات كوتاهي در پاپيروس هاي مصري پيدا شد، به هر حال اشعارش به طور كامل باقي نمانده است و بسياري از اين اشعار از نظر ساختار و محتوا با دو قطعه شعري كه نقل وقول شده است، همانند نيست.


منبع : Encyclopaedia Britannica, Sappho

  اول صفحه



 

یادداشت

آشوبگراى مدرنيست

ساپفو شاعري بازمانده از دل اعصار

بینامتنیت (بخش دوم)

شعر

داستان

سرودی بی مرگ

شاملو؛ مردي كه راه درست را مي‌دانست

معرفی کتاب

ارتباط با ما