|
|
|
|
|
|
ياد داشت ماه
وقتی قانقاریا جا خوش می کند
در یادداشت شهریور 84 مواردی از رو به وخامت گذاشتن اوضاع
فرهنگی پیش بینی شده بود که برخی میپنداشتند زیاد تند رفتهام و
عدهای دیگر بیش از حد بدبینانه ارزیابیاش کرده بودند. امروز دوستتر
میداشتم پیش بینیهایم (که چندان هم کار خارقالعادهای
نبود) نادرست از آب در میآمد و شاهد سیاستهای بهتری در عرصه
فرهنگی میبودیم اما افسوس که اوضاع از آن چه گمان میبردیم، بدتر
است و از آن چه گمان میبریم بدتر خواهد شد.
در جهانی که تمام دولت مردانش سعی بر آن دارند تا مخالفانشان را به
شیوههای مسالمت آمیزتری رهنمون کنند و افتخارشان این است که اسلحه
را از دست آنان میگیرند و قلم به دستشان میدهند تا به شکل
متمدنانهتر در حوزه اندیشه به مبارزه بپردازند؛ با کمال تعجب
مسئوولان بلند پایه فرهنگی کشور به صورت آشکارا از این که بسیاری
از مخالفانی که در اوایل انقلاب مبارزه مسلحانه میکردند امروزه به
شکل نویسنده فعالیت میکنند؛ ابراز
ناخرسندی کردهاند و با افتخار عنوان کردهاند جلو چنین جریانی
خواهد ایستاد. به نظر میرسد اگر وضع به این منوال پیش رود ایشان
به نتیجه دلخواه خود خواهند رسید و دوباره قلمها به زمین گذاشته
خواهد شد و چیزهای بزرگتری در دست ظریف این نویسندگان جای خواهد
گرفت.
متأسفانه دشواریهای نوشتن و انتشار، تنها دامان نویسندگانی با
پیشینه سیاسی و سیاسی نویسان را نگرفتهاست؛ امروزه هر داستان نویس
و شاعر بیآزاری هم ، برای چاپ کتاب خود ماهها در انتظار مجوز به
سر میبرد بدون این که امیدی به پاسخ
گویی ولو منفی داشته باشد. در گذشته اگر آن وزارت محترم، بدنامی
سانسور و توقیف را به دوش میکشید امروز زیرکانهتر با سردواندن
ناشران و نویسندگان قصد ناامیدی ایشان را دارد.
«ماندگار» خود قربانی زندهی چنین نابسامانی فرهنگی است. مجموعهای
از مقالات و مصاحبههای ادبی و هنری این سایت برای چاپ به ناشری
سپرده شد و از اسفند 84 که برای دریافت مجوز اقدام شده، تاکنون
هیچ پاسخی دریافت نشده است.
اگر چه امروزه هر حرکت فرهنگیای، حرکتی سیاسی آن هم از نوع
براندازش انگاشته میشود؛ ماندگار هم چنان راه خود را در پیش گرفته
است بدون این که بخواهد عرصه ادبیات و هنر را با سیاست خلط کند و
خود را بیش از این، نزد صاحبان این امور بیاعتبار سازد. تا چه پیش
آید...
امیدوار و ماندگار باشید

|
|
|
|