ميثم عليپور



مرد كه روي كاناپه‌اي بزرگ و كهنه دراز كشيده‌ است، خميازه‌اي طولاني مي‌كشد سپس مي‌انديشد دو تا مساوي‌ست با تمام چيز‌هايي كه در جهان به دست خواهد آورد. بلند مي شود و پنجره را باز مي‌كند. تنها چيزي كه مي‌بيند؛



 

 

 



 

یادداشت
شعر
محمود معتقدی
ميرزا آقا عسگری
محمد زندی
مجيد شفيعی
محمد شريفی
مژگان اميری
مهدی محبی
مجيد نفيسی
و.م.آيرو
حسنا صدقی
اکبر ايل بيگی
فريده دهداران
بهمن قره‌داغی‌‌
اميرحسين بهبهانی‌نيا
جواد لگزيان
داستان
فتح‌الله بی‌نياز
يوسف عليخانی
محسن فرجی
معصومه ضيایی‌
حسين نوروزی‌پور
مظاهر شهامت
شيدا محمدی
عباس موذن
ميثم عليپور
علی قانع
مهدی مرعشی
فرهاد سليمانيان
ارتباط با ما