 بازي
مجید شفیعی
جوهري براي پنهان شدنت
نماندهاست
سطرهايي هم براي كاغذ بگذار
كه پنهان شود
اين بازي براي گرم شدن كافي نيست
موهاي تو
كاغذهاي من
اين سفيديها را ديگر نمي شود سياه كرد
حتي از زبان ِ سرخ ِ كبريتها هم بر نمي آيد
اما رطوبت
اين بازي را تا پنهان كردن پاهايم
ادامه مي دهد
از پاهاي من
روياهاي تو
دست تو مي گويد
بر سيمرغهاي نقاشي
شرمساري براي دستهاي كوچكت زود است!
پنهان مي شوم در پالتوي سياهم
و تو مي خواهي با هر شعرم
سيمرغهاي نقاشي ات را زنده كنم
از موهايت چه بگويم
دستهاي كوچكت گونهام را گرم ميكند
وگونه گرم تو سيمرغهاي نقاشي را
آه زال ِ من
با آن موهاي سپيدت!
|