نه اميل زولا هستم و نه مردم شناس
 
مترجم: احمد پرهيزي
 
تازه‌ترين گفتگو با «طاهر بن جلون» Tahar Ben Jelloun
طاهر بن جلون متولد 1944، نويسنده‌ي نامدار مغربي به تازگي كتاب «عزيمت» را منتشر كرده است كه به موضوع مهاجرت در كشورهاي شمال آفريقا و بخصوص مغرب مي‌پردازد. اين نويسنده‌ي مغربي كه در ايران هم بسيار شناخته شده است، سال‌هاست كه ساكن فرانسه است. در كتاب «عزيمت» كه انتقادي است بر راه‌كاري كه جوانان مغربي برگزيده‌اند (يعني هجرت)، خواننده با نگاه مردم مغرب به غرب و نيز اعراب و دلمشغولي‌هاي آنان آشنا مي‌شود. «كودكِ ريگ» و «شب مقدس» از ديگر آثار بن جلون محسوب مي‌شود كه به 43 زبان ترجمه شده‌اند.

گفته‌ايد كه «نويسنده بايد جامعه‌ي خود را بكاود»، ممكن است منظورتان را براي ما توضيح دهيد؟
البته بالزاك گفته است كه رمان نويس كسي است كه جامعه خود را مي‌كاود. من نه اميل زولا هستم و نه مردم شناس. من نويسنده‌ام و كارم را انجام مي‌دهم، يعني جامعه و روزگار خود را مشاهده مي‌كنم و مي‌كوشم آن را روايت كنم. كار من جامعه‌شناسي نيست و كاري در حد كار روان شناسان هم نمي‌كنم. من راوي قصه‌هايي هستم كه از انسانيتي در همين نزديكي سخن مي‌گويد، يعني انسان مغربي. بايد دقيق‌تر بگويم كه ادبيات محدوديت‌هايي دارد: يك كتاب با هر كيفيتي كه باشد، ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي كشور را تغيير نخواهد داد. تنها آبي بر آتش تخيل مردمان خواهد ريخت، و ابزاري در اختيار آنان مي‌گذارد تا رؤيا ببينند و اميدوار باشند. اما نبايد با گفتن جملاتي از قبيل اين كه ما به ادبيات، شعر، هنر، موسيقي و... نياز داريم، درباره‌ي اهميت كتاب مبالغه كنيم.

شما در شيوه‌ي نوشتن بسيار شرق‌گرا هستيد، آيا نمي‌ترسيد كه خواننده‌ي غربي همواره تصويري واحد از جهان عربي سپري شده ببيند؟
تصوير به قول شما «بي نهايت منفي از جهان عرب اسلامي» كار نويسنده نيست؛ جهاني كه گفتيم با بحران فرهنگي. و سياسي شديدي دست و پنجه نرم مي‌كند. نقش نويسنده همانا انعكاس اين جامعه است، آن چنان كه به نظرش مي‌رسد. نويسنده بدجنس يا مهربان نيست. او با ديدن واقعيت محض نوشتن را شروع مي‌كند. نبايد نويسندگان را متهم كرد كه نقشي منفي مي‌زنند. خود جهان عرب و اكثريت رهبرانش چنين جلوه انتقاد آميزي دارد. اگر قرار است كسي محاكمه شود، همين بهتر است رهبران باشند، كه شهروندان را فرمان‌بردار مي‌خواهند و آزادي را خوار مي‌دارند. ادبيات از هر جنسي كه باشد، [براي چنين رهبراني] آزار دهنده است. من بشخصه هيچ موقعيت پيشيني تدارك نمي‌بينم. من براي همگان مي‌نويسم، دست كم آرزو مي‌كنم نوشته‌هايم عموم خوانندگان را تحت تأثير قرار دهد.

نظر شما در مورد ادبيات عرب چيست؟ خود را به ادبيات فرانسه نزديك‌تر مي‌بينيد يا عرب؟
در خود آن شايستگي را نمي‌بينم كه از ادبيات عرب سخن بگويم. پيوندي ميان ادبيات عرب و فرانسه نمي‌يابم. من به فرانسه مي‌نويسم و از اين روي حق ندارم خود را نويسنده‌اي عرب بخوانم. قلم من فرانسوي است. الباقي در حوزه‌ي صلاحيت مرزبانان است!
بسياري از خوانندگان، منتقد كارهاي شما هستند: مي‌گويند كه نوشتار شما قابل خواندن نيست، فشرده، گسسته، و پيچيده است. خواننده به سختي مي‌تواند بر نوشته‌هاي شما احاطه پيدا كند، نظر خودتان چيست؟
چنين انتقادي به هياهو شبيه است. كتاب‌هاي من نه فشرده اند، نه گسسته. شايد پيچيده باشند، چون واقعيت پيچيده است.

سكسوآليته (جنسيت)، بن‌مايه‌اي است كه شما زياد به آن مي‌پردازيد، اغلب در اين كار افراط مي‌كنيد و به انحراف نزديك مي‌شويد. نظر شما چيست؟
جامعه‌ي مغرب، مثل باقي كشورهاي حوزه‌‌ي مديترانه بسيار سكسي (جنسي) است؛ سكسوآليته (جنسيت) نقش مهمي در روابط روزمره و نيز در مخيله‌ي مردم ايفا مي‌كند. من منحرف نيستم (خوشا به حال نزديكانم!). من مشاهده‌گري هستم كه نگاهي انتقادي و تا حد امكان صحيحي به جامعه‌ي مغرب دارد. به دنبال آن نيستم كه خواننده را ناخوش كنم. اگر آن چه من مي‌نويسم، او را اذيت مي‌كند، به خودش مربوط است. در كشور ما عادت كرده‌ايم كه با رياكاري بسازيم.

آيا خود را نويسنده‌اي متعهد مي‌دانيد؟
تعهد من تعهد كسي است كه در مغرب و فرانسه زندگي مي‌كند؛ روشن است كه اگر هوشيار باشيم، تلاش مي‌كنيم. ادبيات من چنين حسي را منتقل مي‌كند، اما من نمي‌توانم خود را «نويسنده‌ي متعهد» بخوانم. بايد بگويم كه من بي‌خيال نيستم، و به مشكلاتي كه جامعه‌ي ما درگير آن‌هاست مي‌پردازم. هيچ رابطه‌اي با دولت‌ها برقرار نمي‌كنم. استقلال و آزادي خودم را همواره حفظ مي‌كنم.

موضع شما در برابر مذهب چيست؟
در مورد مذهب، من موافق آموزش تاريخ مذاهب هستم، موافقم كه ايمان وارد قلب‌ها شود، نه مكان‌هاي عمومي. بايد مذهب را از سياست جدا كرد.

فلوبر مي‌گفت: «عزيمت كم و بيش مردن است»؛ در رمان شما هيچ كدام از عزيمت‌كنندگان به خوشبختي نمي‌رسند. پيام اخلاقي قصه چيست؟ بهتر است به رغم فقر و مسكنت، در خانه‌ي خودمان باشيم؟
«عزيمت» رماني است كه مي‌گويد مهاجرت ديگر راه حل مناسب نيست و وقتش است كشورهاي ما هر كاري در توان دارند انجام بدهند، تا جوانان نااميد نشوند و كشور را به هر بهايي ترك نكنند. عزيمت جوانان باعث سقوط كشور مي‌شود.

منبع: هفته نامه رئاليته 27 مه




 

یادداشت

كافكا، تصويرگر هولناك زندگى بشر آينده

چه کسی حرف می زند؟

فقط سگ اول مي داند كه چرا پارس مي كند

دومین خط

هزار راهی که به عاشقت بودن ختم می‌شوند

شعر

داستان

نه اميل زولا هستم و نه مردم شناس

صدفی با دهان باز

شعر به هیچ چیز جز خودش تعهد ندارد

معرفی کتاب

ارتباط با ما