|
آموزش موسيقي در 5
دقيقه بدون درد و خونريزي
سحر طاعتي
يکي از مهمترين بحثهاي قابل طرح دربارهي موسيقي و هنرهاي ديگر
آموزش صحيح و انتقال درست آن به هنرجويان است. خصوصاً موسيقي که به
خاطر عمق، وسعت و خصوصيت انتراعي آن از حساسيت بيشتري برخوردار
است. نگاه دروني به هنر، آن را مخصوص اهل فن ميداند و لذت بردن از
آن را به طي کردن دورههاي آموزشي و عالي مشروط ميکند.
متأسفانه جز محدود آموزشگاههايي که توسط اساتيد برجسته اداره
ميشوند؛ کمتر آموزشگاهي در حد استاندارد، شايستگي تدريس را دارد
در حالي که روزانه هنرجويان زيادي با خيال آسوده وارد اين مراکز به
اصطلاح هنري ميشوند به اميد آن که در عرض چند هفته همانند جان
ويليامز گيتار بنوازند و....
اساتيد و گردانندگان اين قبيل آموزشگاهها با تبليغات خود در
روزنامههاي کثيرالانتشار به خواهان علم موسيقي اين نويد را
ميدهند که ميتوانند ساز مورد نظر را در عرض 3 تا10 جلسه
بياموزند. اين اساتيد همچنين اين روش را روش تضميني و چندين ساله
خود ميدانند و ميگويند:«عرض سه جلسه 150 آهنگ به هنرجويي که در
ابتداي راه است و ميخواهد به طور مثال گيتار بياموزد، ياد
ميدهيم» جالب اينجا است که شخصي که هيچ اطلاعي از موسيقي ندارد
و حتي نحوهي نشستن و گرفتن آن را در دست نميداند، چه طور
ميتواند در عرض سه جلسه هم استيل نوازندگي را بياموزد و هم با
تمام قسمتهاي ساز آشنا شود، چه برسد به اينکه در اين مدت کوتاه
بتواند چندين آهنگ را بنوازد.
اين اساتيد برجسته و فوق بشر! ابراز ميدارند: در جلسه اول يک
مقدار از وقت مربوطه که1تا 2 ساعت است را به آشنايي با ساز و طريقه
گرفتن آن و استيل نوازندگي اختصاص ميدهيم بعد از آن آشنايي با
ريتم و آکوردهاي آهنگ آموزش دادهميشود. به همين ترتيب آهنگهاي
بعدي و بعدي و ادامه جلسه، که هنرجو ميتواند در جلسه اول هم
بخواند و بنوازد و در کنار همه اين موارد ملودي، شعر و آهنگ نيز
ياد داده ميشود که البته شهريه اين کلاسها نسبت به کلاسهاي
گروهي و معمولي بيشتر است.
يکي ديگر از اين قبيل اساتيد ميگويد: ساززدن کار مشکلي نيست و
ميتوان در جلسات معدودي آن را آموخت. در جلسه اول آهنگ و ريتم و
نحوه درست گرفتن ساز، ملودي زدن و...واز همان جلسه اول تا سوم 150
آهنگ با تکنيک را به هنرجو ميآموزييم، در تمام اين جلسه تمامي اين
آهنگها را به طور
حرفهاي کامل ميکنيم و از جلسه سوم تا پنجم
نيز کار را حرفهايتر کرده و در جلسه پنجم به تکنيکهاي خاص
ميپردازيم و بسته به استعداد هنرجو بعد از اين دوره آهنگسازي را
پيش ميگيريم.
وي ادامه ميدهد: زمان اين جلسات 1 الي 2 ساعت است
که حداقل فاصله زماني کلاسها يک روز در ميان و حداکثر يک هفته است
که براي بازدهي خوب و تمرينهاي مداوم يک روز در ميان مفيدتر است.
همچنين شهريه هر جلسه 10 هزار تومان و بعد از 5 جلسه چون کار
حرفهايتر ميشود اين هزينه نيز افزايش مييابد.
بعضي ديگر از آموزشهاي تضميني که آگهيهاي آنها نيز در کنار بقيه
آگهيها به چشم ميخورد اين تفاوت را با بقيه دارد که خوشبختانه
تعداد جلساتشان بيشتر است.( آموزش تضميني موسيقي در 25 جلسه)
صاحبان اين آگهيها که بيشتر مدرسين آنها هستند در مورد تشکيل
کلاسها و روش آموزش خود ميگويند: در طول اين 25 جلسه نتخواني،
روش صحيح گرفتن ساز در دست، آشنايي با اجزاي آن، ريتم زدن تمامي
موارد مربوط به آن آموزش داده ميشود که بعد از يک ماه از هنرجو
تست ميگيريم و ميزان يادگيري او را در اين مدت مورد سنجش قرار
ميدهيم، اين روش در واقع روش تضميني است که با تستگيريهاي
پيدرپي هنرجو از نتيجه کار خود مطلع ميشود.
شهريه اين کلاسها نيز با توجه به آمدن استاد به منزل يک مقدار از
شهريههاي معمولي بيشتر است، همچنين استاد خانم و آقا نيز از لحاظ
گرفتن شهريه با هم متفاوت هستند که هزينه اساتيد خانم نسبت به آقا
بيشتر است.
ديگر نکته جالب توجه در اين آموزشگاه تفاوت شهريه استاد زن و مرد
است که به قول خودشان اين تفاوت شهريه از اين بابت است که اساتيد
زن به مراتب از آقايان سختگيرتر هستند.
هر کسي که حتي يک مقدار در زمينه موسيقي اطلاعات داشتهباشد با
شنيدن چنين مطالبي تعجب ميکند حتي بعضي مواقع براي يادگيري
سريعتر موسيقي وسوسه ميشود. اولين نکته که بايد در نظر گرفته شود
اين است که در همه مکان کلاسهاي آموزش موسيقي هفتهاي يک جلسه
برگزار ميشود که هنرجو بتواند در اين فاصله مطالب استاد را پياده
کند که باز هم با تمرينات تعريفشده در اين مدت نميتواند آنچه
راکه دلخواه استاد است تحويل دهد، حال چه طور ممکن است اين جلسات
يک روز در ميان و با کيفيت مطلوب تشکيل شود. نکته ديگر اينکه
موسيقي مسئلهاي نيست که بتوان يادگيري آن را محدود به چند جلسه
کرد، نه تنها براي موسيقي بلکه براي هر علم و هنر ديگري ميتوان
پاياني يافت پس چه طور امکان دارد درسه جلسه نتخواني، آشنايي با
ساز سلفژ و ريتمهايي که خود
چندين ماه و شايد چندين سال يادگيري
آنها طول ميکشد را آموخت.
مسئله ديگر اين است که تضمينيبودن بهچه معناست، آيا صرفاً اين
نيست که هر شخصي در هر زمينهاي اين اطمينان را دارد که پس از
پايان دوره در کار خود موفق است. آيا واقعاً اين مراکز آموزشي بعد
از چند جلسه هنرجو را از کار خود راضي ميکنند؟ آيا هنرجو با صرف
هزينه زياد به صورت تخصصي وبا معلومات کامل اين دوره را پشت سر
ميگذارد يا نه؟ آيا اين شيوه آموزشي درست است؟ اگر صحيح است چرا
هيچ يک از اساتيد بنام اين روش را پيش نگرفتهاند.
اينها همه سوالاتي است که ناخودآگاه با خواندن اين آگهيهاي
تبليغاتي در صفحه نيازمنديها در ذهن مخاطب نقش ميبندد. اگر اين
شيوه آموزشي به خوبي جواب ميدهد و هر کسي که اراده کند، ميتواند
در عرض چند جلسه موسيقي را به طور کامل فراگيرد، به جرأت ميتوان
گفت تمام مردمان اين کره خاکي به زودي زود موسيقيدان ميشوند.

|