بارتلمی و هنر ندانستن

 

گردآوری و ترجمه :عظیم امیدی
 
نگاهی به زندگی و آثار دونالد بارتلمی (1989-1931)
پدر من در اواخر دهة سوم زندگي خانه‌اي براي ما ساخت. خانه‌اي كه چندان بي‌شباهت به خانة «مايس توگنهات» نبود. زندگي در اين خانه جالب بود اما چنين خانه‌اي در چمن‌زارهاي تگزاس عجيب به نظر می‌رسید. يكشنبه‌ها مردم ماشين‌هاي خود را بيرون خانه پارك مي‌كردند و به آن خيره مي‌شدند. خانوادة ما معمولاً يكشنبه‌ها دور هم بودند. ( از مصاحبه دونالد بارتلمی 1971)

زندگی بارتلمی
دونالد بارتلمی در سال 1931 در «فيلادليفا» ايالت «پنسيلوانيا» به دنيا آمد و بعد به «هوستون» ايالت تگزاس كوچ كرد و پس از دو سال اقامت و حضور در ارتش آمريكا به نيويورك رفت تا در اوايل دة 1960 به نويسنده‌اي مشهور بدل شود.
پدر او معمار مدرن بود كه براي شركت «مايس و همكاران» كار مي‌كرد. مطابق انتظار در چنين خانواده‌اي كتاب‌خانه‌اي بود كه پر از كتاب بود و اين امر دونالد را در 10 سالگي بر آن داشت كه نويسنده شود. وقتي نوشتن آغاز كرد بلافاصله استفاده از كلماتي را كه توسط نويسندگان شهيري چون «تي‌اس اليوت» و «جيمز جويس» به كار مي‌رفت، آموخت.
در اوايل دهة 1950 دوران دانشگاه را به پايان برد و به عنوان سردبير روزنامة دانشگاه كه «كوگار» نام داشت مطرح شد. پس از آن به نگارش مقالات فرهنگي و هنري در روزنامه «هوستون پست» پرداخت.
تحصيلات وي وقتي عازم جنگ شد دچار وقفه گشت اما زماني كه وارد كره شد جنگ به اتمام رسيده بود و از اين رو به هوستون بازگشت. آن‌جا بود كه با «موريس ناتانسون» استاد فلسفه كه در زمان غيبت بارتلمی وارد دانشگاه شده بود، آشنا شد. موريس دوست سراسر عمر وي بود.
سال 1962 به نيويورك رفت و سال پس از آن داستان «دور آخر» را در نشرية «نيويورك» منتشر ساخت و از آن به بعد به شغل مورد علاقة خود ادامه داد. او دوبار ازدواج كرد و طلاق داد و صاحب يك دختر شد. بسياري از منتقدين به ازدواج و طلاق و مشكلات خانوادگي او بيش از ديگر زواياي زندگي‌اش توجه دارند.
حاصل تلاش مداوم او چهار داستان به نام «سفيد برفي»2 ، «پدر مرده»3 ، «بهشت»4 ، «شاه»5 و صدها داستان كوتاه بود كه در مجموعه‌اي به نام «شصت داستان»6 و «چهل داستان»7 گردآوري شد.
كتابي كه با عنوان Slightly Irregular Fire Engine و با كمك دختر خود نوشت؛ جايزة بهترين كتاب كودك سال 1972 را از آن وي كرد. دونالد بارتلمی در سال 1989 براثر سرطان درگذشت.
«نكتة سحرآميز دربارة منظور اين است كه در مقابل تفسير قرار مي‌گيرد و در عين حال كه خواهان تفسير است. ارزش هنري آن با درجه‌اي قابل سنجش است كه در آن است و پس از تفسير هيچ توصيف و يا تشريحي نمي‌تواند آن را پوچ سازد.»
بخشي از «ندانستن»8 بارتلمی

آثار بارتلمی
شايد بارتلمی را به‌توان نويسنده‌اي بسيار فلسفي خواند. ريشه‌هاي عميق انديشة او به نظر مي‌رسد در فلسفة اگزيستنسياليسم و پست‌ مدرنسيم نهفته است. اين مشخصه چندان در تم، سبك و متن داستان‌هاي بارتلمی هويدا نيست. شايد تصور شود كه سبك منحصر به فرد و غير متمركز وي از آشنايي بارتلمی با متفكراني چون بارتز، سارتر، فوكو و دريدا برگرفته باشد. اما از آ‌ن‌جايي كه داستان‌هاي وي مؤيد اين امر نيست، در رسيدن به ابعاد اساسي تفكر مدرن ناكام مانده‌است.
هستي‌گراها (Existentialism) و پست مدرن‌ها به طرق مختلف بر مسائلي تأكيد دارند كه در جهان مملو از استانداردهاي ذهني و يا هنجارگونه پديد آمده‌اند.
بنابر اين پاسخ‌هايي براي بيهوده دانستن اعتقاد به خدا و افول اقتدار مذهبي ارايه مي‌كنند. عدم اعتقاد به وجود خداوند همة ارزش‌هاي زندگي انسان را اختياري مي‌سازد و همه گزاره‌ها بطور يكساني درست و در عين حال غلط است و نتيجة غير قابل اجتنابِ‌ ِ فلسفي آن «سر در گمي» است. اگر چه معلوم نيست بارتلمی تا چه حد نتايج مثبت اين دو مکتب فلسفي را پذيرفته است اما اين ديدگاه انساني هم در اين نويسنده و هم در داستان‌هايش مشهود است.
بارتلمی كه بيش‌تر بخاطر داستان‌هاي كوتاهش مشهور است، نویسنده‌اي خلاق و تجربه‌گر بود. روش‌هاي مبنايي او تقليدي و هزل است كه در عين حال گه‌گاه شكل دست نويس و يا اشكال سنتي‌تر پيروي مي‌كند. آثار نخستين وي روايت زندگي معمولي به سبك روايي است حال آن كه آثار بعدي او بخصوص در كتاب چهل داستان به سمت استفاده از شكل سنتي‌تر براي بيان حكايات غم‌انگيز گرايش دارد.
داستان‌هاي بارتلمی ارايه كنندة بهترين نوع از نوشتار هزل در زبان انگليسي است. محتواي فلسفي تقليد و هزل در بسياري از شاخه‌هاي هنري مورد توجه منتقدان بوده است. در نقاشي از آن به عنوان پاسخي براي وفاداري بصري و يا به عنوان روح فيلم به حساب مي‌آورند. در ادبيات از اين امر مي‌توان به عنوان دفاع در برابر مرگ داستان كوتاه و رمان به كار گرفت. بارتلمی در تقليد و در كنار هم قرار دادن قالب‌هاي نثر، كليشه‌هاي زباني و دستورالعمل داستان نويسي بطور هم‌زمان از تنها تكنيكي استفاده مي‌كند كه اين قراردادها را به مسخره مي‌گيرد و تنها به رعايت اين قراردادها مي‌پردازد كه لازم است از سوي نويسنده رعايت شود.
بنا به گفتة بسياري از منتقدين، آثار بارتلمی كمتر به تم‌هاي داستان‌هاي غير خود آگاه، مردم و روابط انساني و اجتماع مي‌پردازد تا خود نگارش داستان.
از نظر منتقدان بهتر آن است كه اين‌گونه آثار بارتلمی را پژواك متافيكشن9 توصيف كرد. اما اين امر دغدغة اصلي هنري بارتلمی نبود. داستان‌هاي بارتلمی آزاد انديشي و تمايل انسان بودن است. به عبارت ديگر اگر چه همة متحواي فلسفي وي در اين داستان‌ها نهفته است اما در بسياري از بخش‌هاي آن مي‌توان چنان صداقتي دريافت كه اگر نتوان آن را درك كرد اما مي‌توان آن را احساس كرد.
كتاب شصت داستان مجموعه‌اي است از داستان‌هاي كوتاه بارتلمی كه بين سال‌هاي 1964 الي 1979 به چاپ رسيده است. در اين كتاب برخي از داستان‌هاي كوتاهي كه پيش از آن جمع‌آوري نشده بود نيز قرار دارد. داستان‌هاي چون برگرد (Come back)، دكتر كاليگاري Dr. Caligari ، تجارب وصف ناشدني Unspeakable practices ، اقدامات غير طبيعي Unnatural Acts ، زندگي شهري City life ، غم Sadness ، لذات گناه‌آلود Guilty Pleasures پدر مرده، آماتور، روزهاي بزرگ در اين مجموعه گردآوري شده‌است.
از آن زمان كه اين داستان‌ها به رشته تحرير در آمدند به بعد پله‌هاي ترقي وي يك به يك پيموده شد؛ مطمئناً اين‌جا مكاني است كه مي‌توان به درك وسيعي از تكامل آثار وي دست يافت. از اين داستان‌هاي كوتاه است كه خوانندگان آثار وي مي‌توانند تصميم بگيرند همة داستان‌هاي مجموعة وي را يك به يك مطالعه كرده و بعد به سراغ كتاب «چهل داستان» بروند.
چهل داستان مجموعه‌اي است از آثار بعدي وي و از نظر طول داستان‌ها با شصت داستان متفاوت است. داستان‌هاي چهل داستان كوتاه‌تر از مجموعة شصت داستان است و ابعاد سبكي كه بارتلمی در چهل داستان به كار مي‌برد نيز در بسياري از قطعات كمتر است. چهل داستان حاوي موادي است كه بسيار شبيه مقبول‌ترين آثار موجود در شصت داستان است.
«پدر مرده» داستاني است كه به موضوع دفن پيكر پدر مي‌پردازد. رمان سفيد برفي نيز به روايت هفت مرد و يك زن در دهة 1960 پرداخته و به هجو موضوعات سياسي اجتماعي آن دهه مي‌پردازد. كتاب ندانستن Not-Knowing حاوي مقالات و مصاحبه‌ها است. دو مقاله از اين كتاب نزديك‌ترين مانيفست‌هايي را كه از بارتلمی براي ما به جاي مانده در بردارد و اين دو مقاله 150 صفحه از كتاب 319 صفحه‌اي را به خود اختصاص داده‌اند.
كتاب «درس‌هاي دون بي»10 نيز همين جور است و مجموعه‌اي است از داستان‌هاي بارتلمی كه در مجموعه‌هاي اوليه چاپ شده از بارتلمی موجود هستند بعلاوة برخي از جزوات و خرده نوشته‌هاي چاپ نشدة اين نويسندة.
سؤال: آيا رمان مرده؟
جواب: آه بله، خيلي!
س: چه چيز جاي آن را گرفته؟
ج: به گمانم چيزي جاي آن را گرفته كه قبل از آن كه اختراع شود وجود داشته.
س: يعني چيزي شبيه آن؟
ج: چيزي مثل آن.
س: آيا دوچرخه مرده است؟
(بخشي از «توضيح» The explanation)
«نوشتن روندي است كه با نادانسته‌ها سروكار دارد، مقوله‌اي از چه و چگونه ندانستن براي هنر حياتي است، چيزي كه به هنر اجازة بروز مي‌دهد. بدون كنجكاوي كه از ندانستن بوجود مي‌آيد و بدون امكان حركت ذهن در مسير غير پيش‌بيني شده، نوآوري در ميان نخواهد بود… ندانستن آسان نيست زيرا حصاري است از محدوديت‌ها؛ راه‌هايي كه ممكن است در نور ديده نشود. هنرمند هر چه جدي‌تر باشد مشكلات كه پيش روي خواهد داشت بيش‌تر خواهد بود و ملاحظات بيش‌تر ابتكار عمل احتمالي او را محدودتر مي‌سازد.» (از مقالة ندانستن Not Knowing )

1- Couga - L’lapse
2- Snow White
3 - Dead father
4-- paradise
5- The king
6 - Sixty stories
7 - Forty stories
8 - Not - Knowing
9 - Metafictional resonances
10-The teachings of Don B
منابع:
www.themodernword.com
www.uidaho.edu
www.amazon.com

«پادشاه آرتور»
ـ او پادشاه است كه اونجا ايستاده!
ـ پس چرا اونجا تنها روي اون سكوي قهوه‌اي تيره ايستاده؟
ـ به نظرم تو فكره!
ـ اما اخم‌هاش تو همه!
ـ در صورتش دردي عميق ديده مي‌شه!
ـ يك پيراهن سادة سفيد رنگ با شلواري مشكي به تن كرده!
ـ موهاي باشكوهش كه به رنگ خاكستري گراييده به روي شانه‌هاش پيچيده!
ـ داره به خاطر مي‌آره!
ـ چه چيزي را؟
ـ گناهانش را!
ـ زندگي بزرگ گناهان بزرگ به همراه داره
ـ‌به نظر تو كدوم گناه بزرگترين بود؟
ـ من مي‌گم زماني كه «مورد رد» (More red) كودكي بيش نبود او خواهان مرگش بود
ـ آره! اصلاً نمي‌شه قبول كرد
ـ حالا داره چيزهايي را كنار هم قرار مي‌ده
ـ اون چيه؟
ـ به نظر مي‌رسه چوب ماهيگيري است
ـ اما اونجا كه ماهي نيست!
ـ اونجا حتي آب هم نيست!
ـ هنوز اونجا نشسته. پادشاه نشسته
ـ داره ماهي مي‌گيره!
ـ آره داره تمام سعي خودش رو مي‌كنه
ـ مي‌گن نشانة پيري است كه كسي در چنين شرايطي ماهيگيري كنه
ـ به نظر من كه اينجوري نيست
ـ مي‌گن اين نشانة درك واقعيت تلخ است
ـ تا حدودي من هم همين عقيده را دارم! به نظرم يه چيزي گرفته
ـ داره با چوب ماهيگيري تقلا مي‌كنه يه چيزي داره از دل زمين مي‌كشه بيرون
ـ ياعيسي مسيح اون يه ماهي است
ـ نه تنها يه ماهي است بلكه ماهي بزرگي است! يه ماهي چالاك و گنده
ـ مطمئناً شاهد اتفاق عجيبي بوديم
ـ اين پاسخ همة‌ حرف‌هايي است كه دربارة بي‌لياقتي شاه مي‌گن
ـ او مثل هميشه توانا است
ـ‌ اين يه معجزه است
ـ زودباش بريم به شهرها و روستاها برويم و اين موضوع را به همة‌ مردان و زناني كه اينجا زندگي مي‌كنن نقل كنيم
(گزيده‌اي از «پادشاه» نوشتة دونالد بارتلمی )


 

ابزورد، پوچی که پوچ نیست
من پايان غرب را تجربه كردم
بارتلمی و هنر ندانستن
ماجراجوییِ متنی که به انکار
خودش برمی‌خیزد
داستان
شعر
نوشتن، گفتگو با جهان است
من كودكي ماليخوليايي بودم
معرفی کتاب