بهنام ناصري

33


قسم به اسب نجيب   درود بر تو
                    كه فرق اش فايده‌است
نشسته بر جبين كارگري ـ الساعه
همه‌اش مرغ سعادت : مي گفتم
نيم روز مه آلودت به خير: اين رسم‌اش
جاي خيانت اسم‌اش نيست
ـ شل كنم چقدر مي‌دهي ؟
پيدا كنم!
نيم روز اينجا قديم    تني
پوشيده از چشم ديدني ـ ندارد
صدا مي‌زند مه: لكاته‌ي ديلمي را برد
با اسب كاسبي / به تو چه!؟   سرت تو كار بازار سياه باد
مرغ سعادت و لابد من/ و درود بر اينجا
ـ قديم          ديواري كوتاه‌ تر از اموال شخصي : فرونريخت


تو با طعمي از من موافق‌تري
ودل بكن/ چه حسن ختام مناسب‌تري!
گلي به جمال جوجه لات   ‌ با زن طرفي
و بهش مي‌گويند اخته ؛ غلط است
جايي براي بقيه ـ نيز در همه‌جاي گيلان
خنده دارد فردي از نيم تنه آغاز مي‌شود
تا 33 دندان اسب را:
نديده‌ام ـ نبينم
يعني پيشاني پيرش براي تو فرسوده ـ سوده؟
و دست خط تو روش بوده ـ نيست!
: آبي بيار ـ كوزه‌اي
آبروي ماست
توي يك جوب وهفت دريا/ آن طرف
انعكاس لهجه‌اي بشكن! مدام:
فرق‌اش فايده‌است
در بازار سياه گاهي نخواهد گفت
و اين هوا پرنده ـ خواهد داشت
هر آنكه جانب اهل تكرار يا بر ملا / نخواهد كرد
اوضاع پسه : اخته خمسه
نصف تنش تو قفسه... كم كم
پا برهنه     قيمت صبري كه داري چند است؟
نيم روز خدا را چه ديده‌اي انگار(آدمي
و عمري با لكاته‌ي ديلمي : بدت نيايد!
به اندازه‌ي نيم روز كاري الكي/
اسم كوچك اش بهت مي‌آد/
با هم پير و / يك ميان سال
و نمي‌دانم : پاي هم؟
هم اگر در تو شناسنامه‌اي واقعي در تو جريان داشت
از من ، من تعيين مي‌كند
(صداشو در نيار!...
تو با دنباله‌ پسوند : موافق تري ـ درود بر تو
و از چي كمتري؟ رمزي
و جاي من خالي !
با آن اسب خنده دارد مدام جمله‌ي ابتدا مي‌خوانيم
و من مدام : مرد عميقي هستم
 

 

داسـتان

مرتضي كربلايي‌لو

 رويا شاپوريان

مظاهر شهامت

مهدی مرعشی

پيمان اسماعيلي

الهه محمد حسينی

فريبا چلبي ياني

شـعـر

 

جواد مجابي

علي بابا چاهي

فرخنده حاجي‌زاده

ابوالفضل پاشا

آفاق شوهاني

بهنام ناصري

علی ملک پور

سينا بهمنش

ترانه جوانبخت