قسم به اسب نجيب درود بر تو كه فرق اش فايدهاست
نشسته بر جبين كارگري ـ الساعه
همهاش مرغ سعادت : مي گفتم
نيم روز مه آلودت به خير: اين رسماش
جاي خيانت اسماش نيست
ـ شل كنم چقدر ميدهي ؟
پيدا كنم!
نيم روز اينجا قديم تني
پوشيده از چشم ديدني ـ ندارد
صدا ميزند مه: لكاتهي ديلمي را برد
با اسب كاسبي / به تو چه!؟ سرت تو كار بازار سياه باد
مرغ سعادت و لابد من/ و درود بر اينجا
ـ قديمديواري كوتاه تر از اموال شخصي : فرونريخت
تو با طعمي از من موافقتري
ودل بكن/ چه حسن ختام مناسبتري!
گلي به جمال جوجه لات با زن طرفي
و بهش ميگويند اخته ؛ غلط است
جايي براي بقيه ـ نيز در همهجاي گيلان
خنده دارد فردي از نيم تنه آغاز ميشود
تا 33 دندان اسب را:
نديدهام ـ نبينم
يعني پيشاني پيرش براي تو فرسوده ـ سوده؟
و دست خط تو روش بوده ـ نيست!
: آبي بيار ـ كوزهاي
آبروي ماست
توي يك جوب وهفت دريا/ آن طرف
انعكاس لهجهاي بشكن! مدام:
فرقاش فايدهاست
در بازار سياه گاهي نخواهد گفت
و اين هوا پرنده ـ خواهد داشت
هر آنكه جانب اهل تكرار يا بر ملا / نخواهد كرد
اوضاع پسه : اخته خمسه
نصف تنش تو قفسه... كم كم
پا برهنه قيمت صبري كه داري چند است؟
نيم روز خدا را چه ديدهاي انگار(آدمي
و عمري با لكاتهي ديلمي : بدت نيايد!
به اندازهي نيم روز كاري الكي/
اسم كوچك اش بهت ميآد/
با هم پير و / يك ميان سال
و نميدانم : پاي هم؟
هم اگر در تو شناسنامهاي واقعي در تو جريان داشت
از من ، من تعيين ميكند
(صداشو در نيار!...
تو با دنباله پسوند : موافق تري ـ درود بر تو
و از چي كمتري؟ رمزي
و جاي من خالي !
با آن اسب خنده دارد مدام جملهي ابتدا ميخوانيم
و من مدام : مرد عميقي هستم