|
رقابت بي رقيب!
هادي حيدري
آدم ها براي نشان دادن توانايي هاي خود شيوه هاي مختلفي دارند.
برخي به شکلي اثباتي و با شيوه هاي مبتني بر عمل، توان خود را بروز
مي دهند و عده اي ديگر به شکلي سلبي با سلب توان رقباي خود، ميدان
را براي خويش خالي مي کنند تا توان محدود خود را بزرگ جلوه دهند.
در نظام هايي که رشد افراد بر اساس توانايي هاي واقعي آنان نيست،
معمولا بهترين فضا براي نيروهايي ايجاد مي شود که به روش هاي سلبي
روي آورده و در پي بالا =بردن جايگاه اجتماعي – سياسي و اقتصادي
خويش تلاش مي کنند.
مانا نيستاني، جلوه اي از اين مفهوم را در يکي از کاريکاتورهاي خود
به خوبي نشان داده است.
.............................................
توصيف ظاهري اثر
............................................
فردي قوي جثه با حالتي خشمگين، ميز شطرنج را در آغوش گرفته، آن را
خم کرده و در حالي که با دست خود مهره هاي سفيد را نگه داشته است،
سعي در پايين ريختن مهره هاي سياه شطرنج دارد به طوري که مهره هاي
سياه پس از سقوط، درون آتش افتاده و از بين مي روند.
انسان خشمگين در حالي دست به اين کار مي زند که حريف خود را از
صحنه دور ديده و در غياب او مهره هاي وي را مي سوزاند.
............................................
تجزيه و تحليل عناصر بصري
...........................................
اجتماع و پراکندگي لکه هاي سياه و سفيد، اثر را از حرکتي قابل توجه
برخوردار کرده است.
اثر که به شکل سياه و سفيد خلق شده با تکنيک هاشور شکل گرفته است.
مانا نيستاني با هاشورهاي منظم، بافت هايي چشم نواز ايجاد کرده و
به عناصر کارش حجمي ملموس بخشيده است.
ترسيم خط افق و پرسپکتيو ساده اي که به ميز شطرنج داده شده،
کاريکاتور را داراي عمق بصري کرده است.
يکي از عوامل ايجاد حرکت در چشمان مخاطب، وجود ريتم در يک تصوير
است. تکرار مهره هاي شطرنج، افتادن يکي يکي مهره هاي سياه رنگ و
مربع هاي سياه و سفيد تشکيل دهنده ميز شطرنج، همگي ريتم هاي منظمي
در کل کار ايجاد کرده اند که چشم را در سراسر تصوير به حرکت
واداشته و از خستگي آن جلوگيري کرده اند.
مانا براي آن که نوع عمل شخصيت اثرش را خشن و سرسختانه نمايش دهد،
آناتومي او را با خطوطي خشن و عضلاني به تصوير کشيده است.
اما اشتباهي نيز مرتکب شده. اگر به خوبي تصوير را مرور کنيم خواهيم
ديد منبع نور از طرف چپ تصوير به عناصر کاريکاتور تابيده است در
حالي که سايه پاي مرد به جاي آن که سمت راست روي زمين پهن شده
باشد، در طرف چپ آن ترسيم شده است.
ترکيب مثلثي شکل کاريکاتور باعث شده تا چشم مخاطب ابتدا راس مثلث
يعني سر تنها عنصر انساني اثر را ديده و آن گاه در امتداد زاويه
ديد او به ريزش مهره هاي سياه شطرنج خيره شود. طبيعي است که دو
زاويه ديگر اين ترکيب مثلثي شکل، دو پاي مرد حاضر در تصوير است.
...............................................
تفسير اثر
..............................................
بازي هاي مختلف، قواعدي متفاوت دارند. نمي توان يک بازي را آغاز
کرد ولي از قواعد آن اطلاعي نداشت و يا به آن قوانين تن نداد.
شطرنج نيز از اين قاعده مستثني نيست. بازي که با دونفر آغاز مي شود
که هر کدام در دوسوي ميز شطرنج مي نشينند و يکي با مهره هاي سفيد و
ديگري با مهره هاي سياه به رقابت مي پردازند.
اما شطرنج در ادبيات تصويري کاريکاتور معمولا به عنوان سمبل بازي
سياسي مطرح است. شايد بارزترين سمبل سياست در کاريکاتور، شطرنج
باشد.
در اطراف خود بسيار مي بينيم که آدم هاي مختلف هرگاه در رقابتي
منطقي توان مبارزه در خود را نمي بينند، سعي در به هم زدن قواعد
رقابت مي کنند.
در اين کاريکاتور، فرد مورد نظر در غيبت رقيب خود در حال حذف مهره
هاي شطرنج اوست تا توان رقابت کردن را از وي سلب کند. اين حذف به
شکلي معمولي نيست بلکه حذفي فيزيکي است و در پي آن تمام مهره ها در
آتش، خواهند سوخت و از ميان خواهند رفت.
درست است که شخصيت اصلي اثر، با حالتي زورمدارانه دست به اين حذف
مي زند اما مي توان استيصال را در عمل وي به خوبي دريافت.
او دست به مبارزه اي منفي زده است تا بازي را يک طرفه به سود خود
خاتمه دهد.
با نگاهي تحليلي، مي توان گفت جوامع فاقد دموکراسي که در غياب
خودخواسته قواعد منطقي بازي و سيستم متکثر حکومتي به سر مي برند،
نمونه روشن اين کاريکاتورند.
در چنين جوامعي، نيروي برتر، طيفي است که براساس منطق و با شيوه
معمول رقابت در صحنه سياست حاضر نمي شود بلکه اين زورمداري است که
دستمايه آن طيف مي شود.
چنين تفکري، خواهان يکدست شدن ميدان رقابت است.
زمين بازي فوتبالي را در نظر بگيريد که 11 بازيکن يک تيم، بازيکنان
تيم مقابل را از هستي ساقط کرده اند و يک تنه در حال گل زدن به
دروازه تيم حريف است!
چنين تصوير مضحکي تداعي کننده رقابتي بي رقيب است.
اما به نظر مي رسد مانا نيستاني دچار اشتباهي در سمبل ها شده است؛
چرا که رنگ سياه داراي بار معنايي منفي است و در اين کاريکاتور،
منطقي آن است که مهره هاي شخصيت زورمدار، رنگ مشکي داشته باشند در
صورتي که مانا رنگ سفيد را براي آن ها انتخاب کرده است.
|
|
|