فوق ستاره‌اي با نام هافمن

 

 

ترجمه‌ي نسترن ميرجلالي

درباره‌ي زندگي و آثار داستين هافمن Dustin Hoffman


ظهور داستين هافمن در دهه 60 خبر از ورد ستاره‌اي جديد به دنياي هاليوود مي‌داد. شخصيت بي‌تكلف و سخت کوشش خيلي زود او را در ميان معروف‌ترين و ممتازترين بازيگران نسل خويش قرار داد.
هافمن اغلب با كليشه شدن در نقش‌هايي كه از اويك ضد قهرمان (انساني زجر كشيده و شخصيتي تراژيك كه به ندرت به پايان خوش مي‌انجامد) مي‌ساخت در ستيز بود. به طور عمده او زمينه جديدي را براي همه بازيگران، نه فقط بازيگراني كه كمتر به قهرماني و بيشتر به توصيف حقيقت زندگي محدود مي‌شوند، ايجاد كرد. داستين هافمن در هشتم آگوست سال 1937 در لس آنجلس به دنيا آمد. او در ابتدا براي پزشكي درس خواند اما پس از مدتي تحصيل را رها كرد و به شغل‌هاي مختلفي مثل دستياري روانپزشكي، پيشخدمتي، ظرف‌شوري، تايپيستی و روزنامه‌فروشي پرداخت تا اينكه به هنرستان موسيقي و هنر لس‌آنجلس راه يافت.
او قبل از رفتن به نيويورك براي تحصيل در استوديوي «لي استراسبرگ» (Lecstrasbreg)، وارد كالج شهر سانتا مونيكا شده بود كه پس از آشنايي با دانشجويي ديگري به نام «جن هاكمن» (Jeme Hackman) كه هيچ كدامشان موفقيتي را كه پيش رو داشتند پيش‌بيني نمي‌كردند – در كاخ پاسادنا (Pasadena) تمام توجه‌اش را متوجه بازيگري كرده بود و در چند نقش كوچك تلويزيوني نه چندان مهم بازي مي‌كرد.
هافمن با ناراحتي از عدم موفقيتش در اين نقش‌ها، مدتي بازيگري را رها كرد. اما در سال 1960، اولين نقش روي صحنه‌اش را در محصولي از «گراتراد استين» (Gertrude Stein) با نام «بلي گفتن براي مرد جوان» ايفا كرد كه راه را براي ورود به برادوي هموار نمود و نظر مايك نيكولز (Mike Nicholes) كارگران را متوجه خود كرد.
پس از «آشپز براي آقاي جنرال» او به تلاش هايش ادامه داد و چندين سال روي صحنه ظاهر نشد كه در اين خلال به تحصيل و فعاليت در استوديوي بازيگران لي‌استراسبرگ مي‌پرداخت تا به بازيگري داراي متد تبديل شود و بالاخره در سال 1964 در چند تئاتر مثل «در انتظار گودو» و «پيشخدمت زبان بسته» بازي كرد و دو سال بعد او جايزه «اوبي» را براي بازي‌اش در «سفر پنجمين سواره» بدست آورد.
در سال 1967 هافمن اولين فيلمش را با نقش كوچكي در «پلنگ بيرون مي‌رود» بازي كرد و كمي بعدتر در فيلم طنز و تحسين شده‌ «چي؟» تغيير روش داد. در اين زمان بود كه او اولين بار توسط كارگرداني بنام «مايك نيكولز»‌كشف شد، كسي كه او را در قالب نقش اول كمدي سياهش به نام «فارغ‌التحصيلي» قرار داد كه با وجود سي‌سالگي‌اش هنگام ساخته شدن فيلم، او به خوبي به شكل يك دانشجوي كالج در آمده بود و بازي زيبايش نه تنها نامزدي اسكار را به دنبال داشت بلكه باعث محبوبيت فراوانش نيز در بين جوانان شد.
مقام او به عنوان يك ستاره تازه كار سينما در نتيجه فيلم «كابوي نيمه شب »ساخته جان اسكلزينگر (John Schlesinger) تثبيت شد كه جايزه آكادمي را هم برايش به دنبال داشت و همچنين دومين نامزدي اسكار را به خاطرش كسب كرد. در سال 1970 در فيلم «مرد گندة كوچك» ساخته «آرتورپن» (Arthur Pen)درخشيد. تصوير فوق‌العاده‌اي از يك جنگجوي هندي و نقشي كه مستلزم اين بود كه به فردي صد ساله تبديل شود.
بازي در «هوي كلدمن كيست؟» با كارگرداني دوست هميشگي‌اش «يولاگاسبارد» (Ulu Gasburd) اولين شكست هافمن در بازي‌هايش محسوب مي‌شود. او بعد از اين فيلم در درام غم‌انگيز «سگهاي پوشالي» ساخته سم پكينپا (Som Peckinpa) ظاهر شد كه انتقادات تندي را در پي نمايشش در پس داشت.
اما فيلمي كه با آن نام هافمن براي هميشه در يادها ماندگار شد «پاپيون» بود كه در كنار «اتيسو مك كوين» (Steve McQeen) عالي ظاهر شد. نقش‌ هافمن در اين فيلم كه زنداني بي‌گناه تبعيد شده است تا مدتها او را انتخاب اول بسياري از كارگردانان براي فيلم‌هايشان قرار داد. او سپس در نقش كمدين افسانه‌اي «لني بروس» (Lenny Bruce) در فيلم «لني» كه در سال 1974 براساس زندگي‌نامه‌اش ساخته شده بود بازي كرد و سومين نامزدي آكادمي را از آن خود كرد.
شايد يكي از ديگر شخصيت‌هاي به يادماندني هافمن، نقش «كارل برن استين» در برابر «رابرت ردفورد» در فيلم «تمام مردان رئيس جمهور» باشد. در سال 1976 هافمن بار ديگر با «اسكوزينگر» در فيلم «مرد ماراتن»‌همكاري كرد. كه او را در كنار «لارنس اليوير» (Laurance Olivier) قرار داد و اين دو بازيگر توانا توانستند فيلم موفق ديگري بيافرينند.
در سال 1978 فيلم «زمان بي‌پردگي» به كارگرداني «گر اسبارد» پرژه‌اي بود كه از نگاه منتقدان موفق از كار درآمد اما از نظر مالي شكست سنگيني خورد و سرانجام فيلم «آگاتا» را بازي كردكه نه بينندگان را راضي نگه داشت و نه منتقدان را. ولي در همان سال در درام خانوادگي «كرامرعليه كرامر» كه براي هر دو گروه قابل قبول بود ايفاي نقش كرد. بازي هافمن در نقش مردي مطلقه بالاخره جايزه آكادمي را برايش بعد از سه بار نامزدي به ارمغان آورد.
او همچنين برنده جايزه گلدن گلاب شد و چندين عنوان از طرف انجمن منتقدان نيويورك ولس آنجلس كسب كرد. فيلم بعدي هافمن در كمدي «توتسي» در سال 1982 در نقش بازيگري كه سعي مي‌كند نقشي را در اپرا بدست آورد حتي موفق‌تر از قبل بود. با توجه به اين‌كه اين فيلم نامزدي ديگري را براي اسكار نصيب او كرد ، در طول نمايش عمومي نزديك يك ميليون دلار فروش داشت.
او پس از يك غيبت طولاني در سال 1984 با نقش «ويلي لومان» در نمايش «مرگ فروشنده»‌ به روي صحنه‌ برادوي بازگشت. او با بازي در سريال‌هاي شبكه تلويزيوني CBS جايزه گلدن گلاب ديگري كسب كرد . در سال 1988 با بازي در «مرد باراني» به كارگرداني «بري لوينسون» (Barry Levinson) كه در كنار «تام كروز» (Tom Cruise) ايفاي نقش كرد، برنده دومين جايزه اسكار بهترين بازيگر شد و باعث شد تا هنرمند موفقي چه از نظر منتقدان و چه از نظر تماشاچيان باشد.
در همان سال، هافمن دوباره با حضور در «تاجر ونيزي» به صحنه برادوي برگشت و به دنبال آن در كنار «شون كاندي» (Sean Connery) و «ميتو برادريك» (Matthew Braderick) در فيلم «حرفه خانوادگي» به ايفاي نقش پرداخت. هافمن در سال 1991 در درام جنايي« بيلي بس گيت» بازي كرد كه اولين سري از فيلم‌هايي بود كه به تدريج هنر ترسيم شخصيت او كاهش مي‌يافت. در همان سال در نقش كاپيتان هوك در برابر «رابين ويليامز» (Robin Willioms) در نقش «پيترپن»‌كه شخصيت معروف و دوست داشتني آن زمان بود در فيلم تخيلي كارگردان مقتدر فيلم‌هاي علمي – تخيلي يعني «استيون اسپيلبرگ» در فيلم «هوك» بازي كرد. او پس از بازي در فيلم تار و فراموش شده «قهرمان» سه سال از روي پرده سينما ناپديد شد. اما با فيلم ماجراجويانه « حادثه «به سينما بازگشت و بازي متعادلي را به نمايش گذاشت. اما در ادامه فيلم «بوفالوي آمريكايي» اثر «ميشل كورنت» (Micheal Corrent) كه اقتباسي از فيلمنامه «ديويد مامت» (David Mamet)بود به صورت محدود نمايش داده شد و خيلي مورد توجه قرار نگرفت.
هافمن سپس در سال 1996 در جمع بازيگراني از جمله «رابرت دنيرو»‌(Rabert Deniro) و «براد پيت» (Brod Pitt) در درام «خواب رفتگان» ساخته اونيسون قرار گرفت و يكسال بعد در فيلم‌هاي «شهر آشفته»، «حومه»، «سگ را بجنبان» اين دهه را سپري كرد. نقش او در فيلم «سگ را بجنبان» يك تهيه كننده عصبي به نام »استنلي اوسن» است . در سال 1997 انتقادهاي جنجالي زيادي را براي اين فيلم هجو سياسي گفته و نوشته شد. داستين هافمن تجربه فيلم سازي را نيز در كارنامه‌اش دارد كه آن هم فيلم «جراحات شخصي» است و فيلم «راه‌پيمايي روي ماه» علاوه بر بازي در آن، تهيه كنندگي آن را نيز به عهده داشت.
در آوريل 1999 هافمن در يك مراسم تلويزيوني مورد ستايش قرار گرفت و جايزه دستاوردهاي مادام العمر را درياتف كرد كه اين عنوان در سال 2003 تكرار شد. داستين هافمن كه برنده دو جايزه اسكار و نامزد هفت جايزه است يكي از مؤثرترين و مهم‌ترين بازيگران تاريخ سينما در دو ژانر كمدي و درام است و همانند بازيگران ممتاز هم نسل خود مثل «آل پاچينو»، «رابرت دنيرو» و «مارلون براندو» هميشه جاودانه است.
او به تازي در كنار «سوزان سارلندون» (Sarah Sarondon) در درام گيرنده «نور مهتاب» بازي كرد و در سال 2004 نقش رئيس آشوبگر فيلم «اعتماد» را ايفا كرد.
جوايز
آكادمي
 

سال

عنوان

فيلم

نامزد / برنده

1997

بهترين بازيگرد مرد

سگ را بجنبان (1998)

نامزد

1988

بهترين بازيگر مرد

مرد باراني (1988)

برنده

1982

بهترين بازيگر مرد

توتسي (1982)

نامزد

1979

بهترين بازيگر مرد

كرامر عليه كرامر (1979)

برنده

1974

بهترين بازيگر مرد

لني (1974)

نامزد

1969

بهترين بازيگر مرد

فارغ‌التحصيلي (1967)

نامزد

گلان گلاب

سال

عنوان

فيلم

برنده / نامزد

1997

بهترين بازيگر موزيكال يا كمدي

سگ را بجنبان (1998)

نامزد

1991

بهترين بازيگر موزيكال يا كمدي

هوك (1991)

نامزد

1988

بهترين بازيگر درام

مرد باراني (1988)

برنده

1982

بهترين بازيگر

توتسي (1982)

برنده

1979

بهترين بازيگر

كرامر عليه كرامر (1979)

برنده

1976

بهترين بازيگر درام

مرد ماراتون (1976)

نامزد

1974

بهترين بازيگر مرد

لني (1974)

نامزد

1969

بهترين بازيگر درام

كابوي نيمه شب (1969)

نامزد

1967

بهترين بازيگر موزيكال يا كمدي

فارغ‌التحصيلي (1967)

نامزد

1967

بهترين ستاره سال مرد

فارغ‌التحصيلي (1967)

برنده

آكادمي انگلستان

سال

عنوان

فيلم

نامزد / برنده

1983

بهترين بازيگر

توتسي (1982)

برنده

1969

بهترين بازيگر

كابوي نيمه شب (1969)

برنده

1968

بهترين بازيگر جوان

فارغ التحصيلي (1967)

برنده

انجمن منتقدان فيلم لس آنجلس

سال

عنوان

فيلم

برنده / نامزد

1979

بهترين بازيگر

كرامرعليه كرامر (1979)

برنده

 

بازيگر
اعتماد (2004) – داوران فراري (2003) – نور مهتاب (2002) –داستان كمان (1999) – راه‌پيمايي روي ماه (1999) – حومه (1998) – سگ را بجنبان (1998) – شهر آشفته (1997) – بوفالوي آمريكايي (1996) – خواب رفتگان (1996) – حادثه (1995) – قهرمان (1992) – بيلي سگيت (1991) – هوك (1991) – ديك تريسي (1990) – حرفه خانوادگي (1989) – مرد باراني (1998) – ايشتار (1987) – مرگ فروشنده (1985) – تولستي (1982) – آگاتا (1979) – كرامر عليه كرامر (1979) – زمان بي‌پردگي (1978) – تمام مردان رئيس‌جمهور (1976) – سگ‌هاي پوشالي (1971) – مرد ماراتن (1976) – لني (1974) – پاپيون (1973) – آلفردو آلفردو (1972) – هري كلرمن كيست؟ (1971) – مرد گنده كوچك (1970) – كابوي نيمه شب (1969) – فارغ‌التحصيلي (1967)
گوينده:پل مك كارتي – مجموعه موسيقي و انيميشن (2004)
تهيه كننده : راه‌پيمايي روي ماه (1999)
 

منابع :


www.Yahoo.movies.com
www.Filmbuy. Com
www.imbd.com

 

 

هنر شرقي، هنر غربي

رويا‌هاي يك نابغه

فوق ستاره‌اي با نام هافمن

شعر

داسـتان

هدف هنر لذت بردن مخاطب است

هر نويسنده‌اي مخاطب مي‌خواهد

اندر قضاياي شعر امروز

معرفی کتاب